بایگانی

Archive for the ‘به تازگی’ Category

چرا ما اینقدر بی تفاوتیم؟ چه بر سر ما مردم ایران آمده؟!

22 ژانویه 2014 ۱ دیدگاه

metro teh khodkoshi

وقتی روی دور باطل باشی هرچی پیش میاد،  منفی از آب در میاد… حکایت این روزهای مردم و مملکت ماست. وقتی دزدی و رانت خواری به حد اعلا میرسه و از راس حاکمیت درگیرش میشن تا جامعه، بی کاری و فقر هم طبیعتا به دنبالش میاد و وقتی اینا تو یک جامعه ای نهادینه میشن سقوط اخلاقی،  فساد،  نا امنی، بزهکاری و خلاف و بی تفاوتی و بی مسئولیتی نسبت به جامعه و اعضاش رواج پیدا میکنه.
توی این جامعه چیزی که به واقع اتفاق میفته از بین رفتن نیرو ، انرژی و سرمایه اجتماعیه که این بدبختی دنباله ی تاثیرش تا سالهای دور آینده هم میره…
فساد مالیی که تو ترکیه برملا شد،  دولت اون کشور رو با بحران اجتماعی بزرگی روبرو کرده تا به حال به اخراج و استعفای ده ها مقام بلند پایه ی ترکیه رسیده،  که همه ی اون فساد پولی و مالی به توسط ایرانی ها و بای پولها و سرمایه نفت و ملت ایران انجام شده! اما این ور تو ایران هیچ اهمیتی داده نمیشه!
از زور این همه درد و فشار جوونی خودشو زیر قطار انداخته چرا کسی صداش در نمیاد؟ حتما باید سر خودمون بیاد تا اهمیتی قائل بشیم؟
دو زن، دو مادر(احتمالا) به علت بی مدیرتی صرف از شعله های آتش به موقع نجات داده نمیشن و از ترس سوختن سقوط میکنند و کشته میشن! جلوی چشم ماموران آتش نشانی!
این دو زن از طبقه ای بودند که مالیات و عوارضشون رو تمام و کمال ازشون میگرند (نه خودشون پرداخت کنند) یعنی از قبل از حقوقشون کسر میشه! پولی که پرداخت میشه تا چنین روزی به دادش برسه اما…

تا کی قراره بی تفاوت باشیم؟!

خبر کوتاه است:

«در ساعت ۱۳:۳۰ دقیقه روز شنبه ماموران مترو ایستگاه گلبرگ اقدام به توقیف اموال یک دستفروش جوان کرده‌اند. این دستفروش که موفق نشده اموال خود را از ماموران مترو پس بگیرد تهدید کرده بود که در صورت عودت ندادن اموالش خود را به زیر قطار پرتاب خواهد کرد. بعد از بی توجهی ماموران مترو و پس ندادن اموال این دستفروش، مرد جوان خود را جلوی قطار مترو انداخته است و در اثر برخورد با قطار سر وی از بدنش جدا شده است.»

خبر به همین سادگی است، به همین سادگی یک نفر جلوی چشمان 100 ها نفر خودش رو می‌کشد.

یک انسان تا چه حد می‌تواند آستانه‌ی تحملش نسبت به یک رویداد پایین آمده باشد، تا چه حد می‌تواند تحت فشار باشد که بدنش، این آخرین دارایی خود را در برابر آهن سخت قرار دهد و هستیش را به نیستی تبدیل کند. مگر می‌شود او نداند که عاقبت پرتاب خودش به جلوی مترو چیست؟ او که بیشتر از خیلی از ماها هر روزه با مرگ دست و پنجه نرم می‌کند. چه چیز او را مجبور می‌کند که ممنوعیت کار در مترو، ضبط اموالش، او را به اینجا برساند؟

تصویر ساده از او به این شکل خواهد بود: احتمالا خانواده‌ای در حاشیه‌ی تهران دارد(بخوانید همان باند مخوف خطرناکی که دولت همواره تبلیغاتش را می‌کند)، خانه‌ای اجاره‌‍ای، شاید مهاجر هم باشد و چندین کودک دیگر که زنده ماندنشان به درآمد این پسر بستگی دارد. آنها برای «بقا»، برای زنده ماندن می‌جنگند و برای زنده ماندن همین کار پسران و دخترانشان در مترو و یا جاهای دیگر است که بتوانند حداقل زنده بمانند. حالا این پسر که کارش، و اموالش را غارت شده می‌بیند، می‌داند و میفهمد که زنده ماندن خودش و خانواده اش در خطر است و در نبود آگاهی، راهی جز انتحار برای وی باقی نمی‌ماند، انتحار جانش. فشار اقتصادی برای زنده ماندن در زمانه‌ای که همه چیز خصوصی می‌شود، حتی توان فکر کردن را هم در خیلی جاها از او می‌گیرد. وقتی گفته می‌شود آنها برای بقایشان می‌جنگند یعنی شاید حتی پولی برای جایگزینی اموال غارت شده ندارند، یعنی خانواده‌اش هیچ پولی ندارند که حتی برای چند روز که این پسر حالا که دیگر مجبور است دنبال کار جدیدی بگردد از جیب بخورند.

مسئله به هیچ عنوان اخلاقی نیست نباید به قضاوت اخلاقی آن نشست. این تنها یک تصویر کاملا تقلیل‌گرایانه از من نسبت به این پسر است. حالا بدیهی است که اگر کودکی در این خانواده باشد باید به سرعت اگر تا الان کار نمی‌کرده است «جایگاه» برادرش را پر کند. مادر یا خواهرش باید تن فروشی کند و …. اما این دست فروشان که حالا از مترو جمع شده اند قطعا بر خواهند گشت، آن‌ها مقاومت خواهند کرد با شکلی دیگر شاید در جای دیگر. آنها محکوم به مقاومت هستند، آنها محکوم به بازگشت هستند تا زنده بمانند. این مسئله را باید در ساختارهای اقتصادی نگاه کرد، باید به این نتیجه رسید که این دست‌فروشی و هزاران چیز مثل آن، جایگاه هستند، نفرات مهم نیستند، اگر این نفرات را حذف کنند، باز هم نفرات جدیدی جایگزین می‌شوند.

شاید چندی دیگر دولت ما هم مثل برزیلِ چند ده سال پیش برای حل مشکل کودکانی که کار می‌کنند و مشابه آنها به دست پلیس سلاح بدهد و اجازه تیر تا آن‌ها را هر جا که دیدند، بکشند تا دولت را از شر این‌ها نجات دهند!!

باید دانست که این جایگاه‌ها ضرورت این سیستم اقتصادی هستند و هیچ راهی برای برای حل آن‌ها نیستند مگر دست بردن به ساختارها، کارهای موقتی و خیریه‌ای فقط مسکن هستند به این سیستم(اگر خود این کارها حتی از فقر هم کالایی نسازد و آن‌را در عکس‌ها، نقاشی‌ها و فیلم‌ها به طبقه متوسطی‌ها نفروشد که البته همین کار را هم می‌کنند) این اقدام شهرداری البته ریشه در بیلبوردهای چند ماهه پیشش دارد که در مورد سد معبر بود و قطعا اقدامات دیگری هم خواهند کرد.

(به نقل از متن موضوع داغ سایت بالاترین در همین موضوع)

پی نوشت: چند ساعت بعد از این حادثه، دو کارگر زن چند کیلومتر آن طرف تر در روز تعطیل رسمی در هنگام کار در آتش سوزی در اثر ایراد فنی در ادوات آتش نشانی در اثر سقوط از ساختمان در حال سوختن جان خود را از دست دادند.

Advertisements
دسته‌ها:به تازگی

انتخابات را تحریم کنیم یا نه؟ چه کسانی تصمیم گیرنده هستند؟

وقتی ماجراهای انتخابات سال ۸۸ اتفاق می افتاد  یک فکر و موضوع من رو زیاد درگیر خودش کرده بود. اون هم این بود که بعد از چهار سال آینده با توجه به این اوضاعی که پیش اومده، حکومت چه ترفندی رو میتونه پیدا کنه برای کشوندن دوباره مردم پای صندوق های رای؟!  این سئوال تا همین یک ماه پیش هم برای من وجود داشت تا اینکه دوباره بازی کاندیداها شروع شد.

با اعلام تمایل کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی با اینکه حدس رد صلاحیت اون خیلی عجیب نبود، کم کم برای من داشت روشن میشد که به واقع جمهوری اسلامی هنوز برای فریب دادن توده های مردم ترفندهایی داره که قابل پیش بینی نیستند. و امروز رفته رفته هرچی به روز رای گیری نزدیک میشیم این مسئله برای من روشن تر میشه که مهندسی کردن انتخابات تنها به تغییر دادن رای ها و تقلب خلاصه نمیشه و موضوع از خیلی عقب تر طراحی شده.  و آخرین اتفاق جالب و تا به حال بی نظیری که افتاد حرفهای خامنه ای بود که برای اولین بار(حداقل تا اونجا که من یادم میاد) از مخالفین نظام جمهوری اسلامی دعوت کرد که به خاطر ایران تو انتخابات شرکت کنند!

امروز به نظر من توجه کردن به یک موضوع مهمه که اون چیزی هست که قراره تو چهار سال یا احتمالا هشت سال آینده اتفاق بیافته و روی سرنوشت کشور و مردم تاثیر بذاره. این سئوال مطرح هست که از تحریم انتخابات چه هدفی داریم یا داشتیم،  که  با شرکت تو انتخابات و رای دادن به نامزد به ظاهر مخالف خامنه ای (روحانی) چه اتفاقی در راستای هدف  ما خواهد افتاد. اکثر کسایی که نظر به تحریم انتخابات داشتند و یا هنوز هم دارند مخالف جمهوری اسلامی هستند و هدفشون تغییر نظام حاکم و سیستم موجوده. آیا شرکت در انتخابات و رای دادن به روحانی برای تغییر وضع موجود و بهتر شدن جو کشور، به این سمت خواهد رفت که از قدرت رهبری کم بشه و زمینه ای برای تغییر نظام ایجاد بشه؟ یا برعکس،  با اومدن روحانی با داشتن تجربه دوران خاتمی، با کمی تلطیف فضا راه برای ادامه ی احتمالا هشت ساله ی کم دغدغه تر جمهوری اسلامی هموار تر میشه؟

به نظر من با توجه به تجربه ی این چند سال که حس میکنیم جمهوری اسلامی در حال به زانو در اومدن هست،  ادامه ی وضع موجود و بزرگ تر شدن شکاف بین حاکمیت و مردم و از اون طرف داخل خود حاکمیت،  این روند رو حفظ میکنه  ولی اومدن احتمالا یک دولت معتدل تر شاید برای دوره ای مسکن وار فضای باز تری تو کشور ایجاد کنه اما روند این پروسه ی تغییر دادن سیستم جمهوری اسلامی رو شاید تا هشت سال متوقف یا کند کنه.

اما در هر صورت مردمی که در ایران هستند و در حال حاضر تمام این جو و اوضاع رو دارند با تمام وجود حس میکنند، تصمیم گیرنده ی نهایی هستند و اونها هستن که باید انتخاب کنند که چه مسیری تو سالهای آینده برای ایران قراره اتفاق بیافته. مایی که حالا تو ایران زندگی نمی کنیم باید فعالانه برای تغییر این نظام ظلم  تلاش کنیم  و با کمک به اطلاع رسانی ابزار قدرتمند پشتیبانی مردم داخل ایران باشیم.

دسته‌ها:به تازگی

فراخوان تظاهرات مقابل سفارت جمهوری ننگین اسلامی در بروکسل 8 هشت تیرماه

فراخوان تجمع اعتراضی ایرانیان مقیم بلژیک مقابل سفارت جمهوری ننگین اسلامی برای اعتراض به قتل چهار هموطن اهوازی و اعدام و سرکوب و شکنجه ی انسانها.

با کنار گذاشتن حکومت اسلامی در ایران به اعدام ها پایان دهیم. به دار آویختن ۴ جوان عرب ایرانی را به شدت محکوم می کنیم

حکومت اسلامی ایران از نخستین روز بر سر کار آمدن، در طی سی و سه سال عمر ننگین خود، جز دستگیری، زندان، شکنجه، تیرباران، به دار آویختن در میدان های شهرها و گسترش هر چه بیشتر فقر و فلاکت، بیکاری، فحشا و دزدی های اداری، کار دیگری را به پیش نبرده است.  این رژیم قوانین قبیله ای قرون گذشته، مانند سنگسار، دار آویختن، شلاق زدن و دست و پا بریدن… را که متعلق به سده های گذشته می باشند و کهنه شده اند، از ذباله دانی تاریخ بیرون کشیده و با افکار پوسیده خود آن ها را به اجرا می گذارد. چندی است که رژیم اسلامی ایران بیش از پیش از خیزش های مردمی هراسان شده و برای نجات از خشم توده ها، به ماشین مرگ خود، شتاب بیشتری بخشیده است. صدها دانشجو، استاد دانشگاه، وکیل، روزنامه نگار، نویسنده، کارگر، روشنفکر، زنان برابری خواه، مادران جانباختگان، مبارزین و مدافعین منافع قوم ها و ملیت های ایرانی، دگراندیشان به زندان های دراز مدت، توام با شکنجه های قرون وسطایی محکوم می شوند. در هفته گذشته، جمهوری اسلامی ۴ تن از جوانان میهن مان را که از اعراب وطن پرست خوزستان بودند به دار آویخت و بار دیگر دست به جنایت زد و خون در سرزمین ما جاری ساخت. جنایات رژیم را که تمامی ندارد و روزی در کردستان، ترکمنستان و آذربایجان و روزی دیگر در سیستان و بلوچستان و خوزستان به بهانه تجزیه طلبی یا بهانه های واهی دیگری مانند جاسوسی برای اسرائیل و آمریکا صورت می گیرد، یکپارچه افشا و محکوم کنیم. اگر عاشق سرزمین ایران هستید و یکپارچگی آن را می خواهید چه خواهان دولت مرکزی مقتدر و دموکراتیکی هستید و چه دموکراسی برای ایران را در فدرالیسم و تقسیم قدرت دولت مرکزی می دانید،
در گردهمایی ضد اعدام و محکوم ساختن کشتار ۳ برادر  به نام های عباس حیدریان، طه حیدریان، عبدالرحمن حیدریان و
یک جوان دیگر بنام علی نعامی شریفی، جوانان عرب ایرانی در خوزستان به وسیله رژیم ایران، شرکت کنید.
بیائید برای خونخواهی و دادخواهی مردم میهن خود، مانند کاوه آهنگر،
درفش کاویانی از پیراهن خونین جانبازان خود برافراشته سازیم و به جنگ دیوان و ددان برویم.
تنها چاره ما برای رهایی از چنگال های مرگ و فقر و بدبختی این رژیم در دو چیز است:
اتحاد همه نیروهای آزادیخواه و سرنگونی کامل همه جناحهای وابسته به حکومت اسلامی در ایران.
ما همه آنانی را که افکارشان با این بیانیه همخوانی دارد، به یک تظاهرات مشترک فرا می خوانیم.
زمان: روز پنج شنبه ۲۸ ژوئن ۲۰۱۲، ساعت ۱۸
مکان: روبروی سفارت ایران در بروکسل
15 Avenue Franklin Roosvelt-1050 Bruxelles
احزاب، انجمن ها و نهادهایی که این گردهمایی را برگزار می کنند:
  • اتحاد برای ایران ـ بلژیک
  •  انجمن پرسپولیس
  • جنبش جمهوری خواهان دموکراتیک و لائیک ایران ـ بخش بلژیک
  • حزب دموکرات کردستان ایران
  • حزب دموکرات کردستان ـ کمیته بلژیک
  • فدراسیون اروپرس
Manifestation 
contre exécution en Iran 
et condamnation de pendaison
3 frères et un autre jeune arabes Iraniens par le régime Islamique.
Jeudi 28 juin à 18H. devant l’ambassade d’Iran à 
15 F. Roosvelt-1050 Bruxelles
دسته‌ها:به تازگی

خامنه ای این موجود بی شرف!

سالهاست که می شنویم و می بینیم که آقای سید علی حسینی خامنه ای که بیش از بیست سال است جایگاهی به نام رهبری در جمهوری اسلامی ایران را تحت اشغال خود دارد ، در خطابه و بیانات و سخنرانی های خود بی وقفه و مکررا واژه های دشمن و توطئه و تهاجم را استفاده می کند و هر لحظه در این 20 و اندی سال هر دم به این طبل می کوبد و تقریبا تمام کارشناسان و جامعه شناسان رو متقاعد کرده است که دچار بیماری  » توهم توطئه « است. که این از خصوصیات بارز دیکتاتورهای ظالم بوده است در سراسر تاریخ بشر.

بگذریم از اینکه این شخص در آخرین سخنان خود در نماز جمعه تهران در کمال تعجب با نقض تمام گفته ها و نظرات خود گفت که : » اوضاع مملکت آرام است و هیچ بحرانی وجود ندارد! » اما من در اینجا قصد تحلیل و یا جستجو برای چرایی این بیماری و تناقض ها رو ندارم. هدف من اینجا پرسش این سئوال است که خامنه ای به چه قیمتی و تا کجا می خواهد با لجاجت عجیب خود مملکت رو به قهقرا ببرد؟

خامنه ای سالها بر نظریه ی توهم توطئه ی خود پا فشاری کرد تا امروز به واقع کشورمون رو تحت خطر حمله نظامی ، اقتصادی و سیاسی قرار داده و واژه ی دشمن رو به فعلیت رسونده. خامنه ای آنقدر دشمن، دشمن کرد تا بالاخره حال برای حکومت خود هم دشمن خارجی با یک اتحاد بی سابقه و با همان اتحاد بی سابقه ، هم دشمن داخلی درست کرده است تا امروز ریشخند بزند به کارشناسان و جامعه شناسان و دلسوزان که ، ملاحظه کردید که من صحیح می گفتم و شما در غفلت و گمراهی بودید! دیدید که بی بصیرتیت و اینجا من فقط بودم که می فهمیدم…

 آیا این شخص حاضر است کشور را روبروی یک تهدید بزرگ قرار بدهد تا حرف خودش را ثابت کند و به کرسی بنشاند؟!

جایی خوندم که «خامنه ای رهبری که حاضره در جهنم حکومت کنه اما حکومت کردن رو از دست نده!»

این فرد لجوج و جاهل که تملق لجام گسیخته ی اطرافیانش او را به پرتگاه سقوط و فنا کشانده و باعث شده که چشم و گوشش به واقع بر روی حقیقت بسته بشه و در راهی پیش بره که امروز قریب به اتفاق همه ی کارشناسان دلسوز و آزاد داخلی و خارجی راهبرد امروز حکومت علی خامنه ای رو حکومت جائر و ظالم میدونند و محکوم به فنا.

پس چرا این فرد حاضر نیست جایی جلوی این ضرر رو بگیرد و بیش از این سر انجام خطرناک تری برای خود و خانواده اش رو رقم نزند؟ راهی که اسد در اون پیش رفت و خواهیم دید که چه سرانجام محتومی در انتظارش خواهد بود.

مطمعنن بین سوریه و جمهوری اسلامی هر کدام زودتر برود سقوط متحد خودش رو حتمی و البته هموارتر کرده است. مگر اینکه در این وسط معجزه ای اتفاق بیافتد و رهبران این دو رژیم یا حتی یکی از اونها ناگهان از خواب غفلت بیدار شوند و همه چیز رو به دست عدالت بسپرند.

شورش ناگهانی یا مسلحانه ، اعتصابات فلج کننده ، دخالت و حمله نظامی خارجی و یا فرو پاشی فاجعه آمیز اقتصاد و شروع قحطی و احتمالات دیگر همه گزینه هایی هستند که من فکر می کنم هرکدام از آنها احتمال ایجاد تغییر رژیم رو در پی داشته باشه.

فراموش نکنیم که بیش از 30 سال پیش شروع ناگهانی خیزش و انقلاب در ایران تا سقوط رژیم پهلوی چندین ماه بیشتر طول نکشید.

دسته‌ها:به تازگی

Demonstration outside the Iranian embassy in Brussels February 14

Demonstration outside the Iranian embassy in Brussels February 14, 2012, from 16h to 18h25 of Bahman

To be in solidarity with the Iranian people,

For freedom of all political prisoners and opinion in Iran,

To protest against torture and the death penalty in Iran

To say no to the war policy regimes of Iran, Israel and the United States,

To boycott the election «legislative» which is a farce organized by the Iranian dictatorship,

To denounce the criminal and undemocratic policies of the Iranian regime,

to relay the voices of Iranians in favor of justice and freedom,

To achieve simultaneous action to that which takes place at that time in Iran and as part of a common goal with the oppressed people of Iran, we call on all democratic citizens, women and men residing in Belgium to come protest outside the Iranian embassy in Brussels.

Date: Tuesday, February 14, 2012, from 16H to 18H

Address: 15 Av Franklin Roosevelt 1050 Brussels (opposite the ULB)

_______________________________________________________________________________________________________

Manifestation devant l’ambassade d’Iran à Bruxelles-14 février 2012-de 16h à 18h

Pour être solidaire avec le peuple Iranien,

Pour la liberté de tous les prisonniers politique et d’opinions en Iran,

Pour protester contre la torture et la peine de mort en Iran,

Pour dire non à la politique belliqueuse des régimes d’Iran, d’Israël et des USA,

Pour boycotter l’élection «législative» qui n’est qu’une farce organisée par le régime dictatorial iranien,

Pour dénoncer les politiques antidémocratiques et criminelles du régime iranien,

pour relayer les voix des Iraniens en faveur de la justice et de la liberté,

Pour réaliser une action simultanée à celle qui se déroulera à ce moment-là en Iran et dans le cadre d’un objectif commun avec le peuple opprimé d’Iran, nous appelons tous les citoyens démocrates, femmes et hommes, résidant en Belgique à venir manifester devant l’ambassade d’Iran à Bruxelles.

Date: Mardi 14 février 2012, du 16H au 18H

Adresse: 15 Av. Franklin Roosevelt- 1050 Bruxelles (en face de l’ULB)

______________________________________________________________________________________________________

گردهم آیی در برابر سفارت حکومت اسلامی ایران در بروکسل

 برای همگام شدن با ملت ایران

برای آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران

برای اعتراض به ادامه شکنجه و اعدام در ایران

برای نه گفتن به سیاست‌های جنگی رژیم های ایران ، اسرائیل و آمریکا

برای تحریم انتخابات فرمایشی ، نمایشی و سفارشی دیکتاتورها در ایران

برای افشای سیاست‌های ضدمردمی و جنایت های حکومت اسلامی در ایران

برای رساتر ساختن صدای دادخواهی و آزادی خواهی مردم ایران در جهان

برای یک حرکت همزمان و با هدف مشترک با هم وطنان داخل کشور، از همه ایرانیان ساکن بلژیک درخواست می‌شود تا در این تظاهرات شرکت کنند و بار دیگر همبستگی خود را به نمایش بگذارند.

زمان : از ساعت ۱۶ تا ۱۸ ،  روز سه شنبه ۲۵ بهمن ماه ۱۳۹۰ برابر ۱۴ فوریه ۲۰۱۲

نشانی : شماره ۱۵  خیابان فرانکلین روزولت ـ بروکسل، روبروی سفارت حکومت اسلامی ایران

اتحاد برای ایران ـ بلژیک

euroiranien@gmail.com

یادآوری : مانند همه تظاهرات های گذشته اتحاد برای ایران ، تمام احزاب ، نهادها و انجمن‌های اپوزیسیون ایرانی آزادند با پرچم ها ، پوسترها و تراکت های خود، در این گردهمایی شرکت کنند.

دسته‌ها:به تازگی

در سال 2011 بر اینجا چه گذشت!

میمون‌های راهنمای آمارگیر وردپرس.کام، گزارش سالانه‌ی 2011 را برای این وب‌نوشت آماده کرده‌اند.

این هم یک چکیده:

قطار متروی نیویورک ۱,۲۰۰ نفر گنجایش دارد. این وب‌نوشت نزدیک به 5,400 بار در 2011 دیده شد. اگر یک متروی شهر نیویورک بود، نزدیک به 5 سفر لازم بود تا این همه نفر را جابجا کند.

برای دیدن گزارش کامل اینجا را کلیک کنید.

دسته‌ها:به تازگی

تا دیر نشده دست از انفعال بکشیم و حرکتی بکنیم

این روزها کشورمون ایران در معرض یکی از مهمترین و البته خطرناکترین وضعیت های خودش قرار گرفته و این سئوال و انتظار در برابر مردم این کشور هست که چه میخواهید بکنید؟ تصمیم ما برای آینده ی کشورمون چیه؟ اگر ما برای خودمون و آینده مون تصمیم نگیریم مطمعن باشید که جبر زمانه برامون تصمیم خواهد گرفت و این هیچ موقع خوشایند ما نخواهد بود.

در حال حاضر عده ای بر گرده های این کشور و این مردم سوار شده اند که اونچنان که مشهوده به نصحیت و توصیه و مشورت هیچ عاقل و کارشناسی اعم از خودی و غیر خودی گوش نمی دهند و یکسره علامته  لج بازی و حماقت رو بلند کردند و حاضر به پیاده شدن از این خر نیستند که نیستند… این گروه حاضر شده اند که همه نوع مشقت و سختی و خفت رو به مردم ایران تحمیل کنند تا سر سوزنی از ادعای منیت خودشون کوتاه نیان. سالهاست که به ما یعنی مردم ایران زمین ، از هر نوع نژاد و کیش ، وعده ی بهشتی رو میدهند که براستی دروغ و خزعبل است و به خاطر اون چنان جهنمی برای مردم مهیا کرده اند که همه ی ما فراموش کردیم که به قول معروف: «از کوزه همان تراود که در اوست» ، توی این همه ساله ظلم و زحمت و جنایت از خودمون آیا پرسیدیم که در کدام لجن زار راکد و مطعفن گل زیبا و خوشبو روییده؟!

در این شرایط حساس که این حاکمان نفهم ، کشورمون رو ، ایران عزیزمون رو به سراشیبی سقوط از همه ی جوانب اون رسوندن و به تازگی هم با حماقت تمام در حال رجز خوانی برای به میدان کشیدن دشمنانشون برای مهیا کردن آتش یک جنگ که همه ی ما هم خوب میدونیم که جنگی خانمان سوز خواهد بود هستند و چون میدانند که از دست گندکاری های داخلی شان راه گریزی جز عذرخواهی در برابر مردم و کناره گیری داوطلبانه و تسلیم شدن به تصمیم عمومی ندارند ، تکرار میکنم با حماقت تمام به جای انتخاب راه درست که به نفع همه تمام خواهد شد ، دیوانه وار و مثل حیوان کور و وحشی و زخمی میخواهند همه جا رو به آتش بکشند تا در لذت اینکه در سوختن آنها دیگران هم میسوزند به درک واصل بشن.

اما آیا ما باید بشینیم و تنها انگشت بهت به دهن هایمان بگیریم و منتظر اتفاقات پیش رو باشیم؟ از سرنوشت افغانستان و عراق و لیبی چه عبرتی باید بگیریم؟ میتونیم دست روی دست بذاریم تا قدرتهای خارجی تحریم کنند و ما عذابش رو تحمل کنیم و دیگران برای ما راه چاره شوند و میدانیم که راه چاره ی آنها اگر ما منفعل باشیم به دخالت نظامی ختم خواهد شد. و در این صورت ما آنچنان دخالتی در آن نخواهیم داشت و نمیتوانیم کنترلی بر کاری که سایرین برای ما انجام می دهند داشته باشیم و باید بسیار بسیار هزینه بپردازیم برای جبران این لطف ناخوانده!

دست به خشونت بردن و اقدامات مسلحانه هم که خودمان خوب میدانیم که نه توانایش را داریم و نه اقبالی در بین اکثریت مردم داره و همچنین به یک نیروی متحد و هم پیمان و مهم تر ، به هزینه های بالا برای تامین امکانات نیاز داره که از تمام این توضیحات که بگذریم با حاکمیتی روبرو هستیم که از این لحاظ ضعیف نیست. و این نوع اقدام ها فقط زمانی که حاکمیتی مرکزی در موقعیت تضعیف شده ای باشه میتونه در مدت کوتاه نتیجه دلخواه رو بده. اما یک مسئله خیلی مهم رو فراموش نکنیم که قدرتی که با خشونت بدست میاد برای حفظ اون هم ناگذیر به استفاده از خشونت هستیم.

اما راهی هست که در این تاریکی روزنه ای از نوری رو نشون میده که میتونیم با گشاد کردن این روزنه نور افشانی اش رو بیشتر و بیشتر کنیم تا در نهایت به تاریکی غلبه کنه و اون اطلاع رسانی به همه ی مردم و آگاه کردن اونهاست برای متحد شدن و انجام نافرمانی مدنی و مبارزات بدون خشونت. که این روش هم دارای تجربه های زیاد و موفق هست و هم تحقیقات زیادی روی اون انجام شده و مطالب آموزشی زیادی هم براش موجود هست.                   مرکز مطالعات دفاع استراتژیک بی خشونت

       ویدئو:      چگونگی مبارزات مدنی/ بی خشونت علیه دیکتاتوری

هیچ حاکمی نمیتونه حکومت کنه اگه مردم سرپیچی کنند ، سر کار نروند ، مالیات پرداخت نکنند و در کل کارهایی رو که انتظار میره انجام بدن ، ازش سرپیچی کنند. این اصل رو قبول داریم؟ من فکر میکنم کسی با اون مخالفتی نداشته باشه…

در حال حاضر به انتخابات مجلس در اسفند ماه نزدیک میشیم و بعد از سالها یک اجماع خیلی خوب برای تحریم این انتصابات مسخره ی جمهوری اسلامی تشکیل شده که تا به امروز حکومت به هر دری زده نتونسته این اجماع رو بهم بزنه و این میتونه آغاز یک فشار سهمگین به جمهوری اسلامی باشه. اتفاقا این انتخابات در موقعیت زمانی جالبی قرار گرفته. از یک طرف تورم بی سابقه و بحران شدید اقتصادی و سقوط ارزش ریال در بین مردم نگرانی شدیدی ایجاد کرده و از طرف دیگه تحریم های بی سابقه درحال خم کردن کمر نظام جمهوری اسلامی هست. از قضا در این موقعیت و اوج نارضایتی مردمی از این وضعیت کشور و در زمان 3ماهه ی آخر سال که بطور سنتی در ایران زمان جمع آوری و بستن حسابهای دولتی و همینطور اوج هزینه کرد خانواده هاست. از همین حالا برای بسیج مردم برای شروع تحریم و اعتصاب در این 3ماه آخر سال باید فعال بشیم و همه رو ترغیب کنیم که حداقل تا پایان امسال از پرداخت قبض ها و قسط ها و هرگونه وجه پرداختی که مربوط به دولت میشه خودداری کنند و در ضمن از همین حالا برای خرید شب عید خودشون اقدام کنند و پولهای حقوق ماه آخر سال که اکثرا همراه با عیدی هاست رو از چرخه بانکی خارج کنند و در آخرین ماه سال حتی المقدور خرید کمتری داشته باشند تا بازار رو با رکود مواجه کنند. ولی در قدم اول از حالا پرداخت نکردن وجه های مربوط به دولت خیلی خیلی میتونه موثر و کمر شکن باشه.

پس هموطن تا فرصت باقیست فکر چاره ای باش برای فردای کشوری که قرار است خودمان در اون به زندگیمون ادامه بدیم.

« هیچ حاکمی نمیتونه حکومت کنه اگه مردم سرپیچی کنند ، سر کار نروند ، مالیات پرداخت نکنند و در کل کارهایی رو که انتظار میره انجام بدن ، ازش سرپیچی کنند. این اصل رو قبول داریم؟ من فکر میکنم کسی با اون مخالفتی نداشته باشه…»

دسته‌ها:به تازگی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: